مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
903
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
را بالاى قصر بردند و در نزديكى بازوى در ، كشته شد . سپس گردنش را زدند و يكى در اين باره گويد : اگر نمىدانى مرگ چيست ، به هانى و ابن عقيل در بازار بنگر [ 1 ] / مىبينى مردى را كه شمشير بينى او را بريده / و مرد ديگرى كه از بلندا سقوط مىكند و كشته مىشود / پيكرى خواهى ديد كه خورشيد رنگش را دگرگون كرده / و خونى خواهى ديد كه در هر سوى سيلان دارد . كشته شدن ابو عبد الله حسين بن على چون حسين از كشته شدن مسلم بن عقيل آگاه شد ، آهنگ بازگشتن به مدينه كرد . عبيد الله بن زياد ، حرّ بن يزيد تميمى را با هزار سوار به سوى او فرستاد و او در زباله با حسين برخورد كرد . حسين گفت : « من خود نزد شما نيامدم تا آنگاه كه نامههاى شما به من رسيد اگر انديشهء شما جز آن است كه در نامههاى شما بود من برمىگردم . » حرّ بن يزيد گفت : « من مأمور به جنگ با تو نيستم ولى مأمورم كه تو را رها نكنم تا به كوفه به روى و چون آمدهاى راهى را برگزين كه تو را به كوفه برساند و نبايد به مدينه به روى تا آنگاه كه من به ابن زياد نامه بنويسم . » حسين از عذيب ، راه خود را كج كرد و حرّ بن يزيد به همراه او بود تا به غاضريه رسيد و در آنجا فرود آمد ، روز پنجشنبه دو شب از محرم گذشته سال شصت و يكم . روز جمعه ، عمر بن سعد بن ابى وقاص با چهار هزار كس رسيد و بعضى گويند كه عبيد الله بن زياد به او گفته بود اگر حسين را بكشى كارگزارى رى را به تو مىدهم و شمر بن [ 2 ] ذى الجوشن را با او روانه كرد و گفت اگر او حسين را نكشت تو او را بكش و خود بر مردم فرمانروا باش . آنگاه ، در ميان دو نهر كربلا فرود آمدند و پيغامگزاران ميان ايشان و حسين رد و بدل شدند و او حسين و همراهانش را از آب منع كرد . حسين به عمر بن سعد گفت : « به مهتر خويش نامه بنويس و عرضه بدار كه من يا به همان جايى كه از آنجا آمدهام برگردم يا به مرزى از مرزهاى مسلمانان بروم ، تا آنگاه كه به خداوند بپيوندم ، يا مرا نزد
--> [ 1 ] بيت اول اين قطعه در مناقب آل ابى طالب ، ابن شهر آشوب ، ج 4 ، ص 94 آمده و گويد : « انشد اسدى » و مسعودى شش بيت نقل كرده و نام گوينده را نياورده است . رك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 69 [ 2 ] در اصل : « بشر بن » آمده و غلط است .